تبليغاتX
قشنگترین اشتباه

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387

یه مدت بود که دیگه شبا کابوس نمی دیدم. راحت می خوابیدم. سرم به کار خودم گرم بود. آخر شب سر خودمو با خوندن یا نوشتن گرم می کردم تا خوابم بگیره و راحت بخوابم. دیگه از کابوس خبری نبود.
امروز بهم زنگ زد. حالمو پرسید. بهش گفتم دیگه کابوس نمی بینم.
گفت : کار خاصی کردی که کابوسا ولت کردن؟ یا همینجوری
گفتم : یه سری از عادتای زشت و آزار دهنده م رو ترک کردم.
گفت : مثلا؟
گفتم : سیگار کشیدن و ناخن جویدن و...
گفت : و؟
گفتم : و تو رو...

امضا : پسر اردیبهشتی

+ نوشته شده در ساعت 11:46 توسط پسر اردیبهشتی |


جمعه هفتم تیر 1387

وارد فرودگاه می شم. می رم سراغ باجه خرید بلیط. مسئول باجه یه نگاهی بهم می کنه و می گه : بفرمایین.
می گم : یه بلیط تا بی نهایت
می گه : بلیط رفت و برگشت؟
می گم : نه فقط رفت
می گه : فقط رفت؟
می گم : آره... بی هیچ حرفی... فقط رفت

امضا : پسر اردیبهشتی

+ نوشته شده در ساعت 22:22 توسط پسر اردیبهشتی |


چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387

عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی خود به چاه انداختن
عشق یعنی اسم اعظم*= اسم یار
عشق یعنی قلب من در دست یار
عشق یعنی صوت مطلق ، بی صدا
عشق یعنی اوج فریاد خدا
عشق یعنی یک قناری ، روی بام
عشق یعنی طوطی شیرین کلام
عشق یعنی رنگی رنگین کمان
عشق یعنی قلب و ، یار و ، یک کمان
عشق یعنی قلب و روح بی ریا
عشق یعنی اوج عرش کبریا
عشق یعنی چشم من در چشم تو
عشق یعنی گرمی دستان تو
عشق یعنی پاک و طاهر زیستن
عشق یعنی خود به دار آویختن
عشق یعنی شمع روشن ، روی رف**
عشق یعنی جای پایی روی برف
عشق یعنی با تو بودن تا ابد
عشق یعنی بی تو ، این لحظه ، ابد

* اسم اعظم : اسم اصلی خدا که فقط افراد خاص از آن اطلاع دارند
** رف : طاقچهِ

+ نوشته شده در ساعت 21:35 توسط پسر اردیبهشتی |


جمعه دهم خرداد 1387

عشق یعنی زندگی با التهــــــــــــاب
عشق یعنی لحظه هــــــای نابِ ناب
عشق یعنی با تــــــــو بودن ، تا ابد
عشق یعنی بی تو ، این لحظه ، ابد
عشق یعنی عاشق لیلــــــــــی شدن
عشق یعنی حــــــــــــاتم طائی شدن
عشق یعنی همچو من شیــــدا شدن
عشق یعنی قطره دریـــــــــــــا شدن
عشق یعنی یک پرنده ، یک بهــــار
عشق یعنی صوت آواز هـــــــــــزار*
عشق یعنی دیــــــــــده بر تو دوختن
عشق یعنی از فراغــــــــت سوختن
عشق یعنی شهد شیرین ، روی تیغ
عشق یعنی دادن دل ، بی دریــــــــغ
[عشق یعنی مستی و دیوانــــــــگی
عشق یعنی با جهان بیگانــــــــگی]**
عشق یعنی یک دریچه ، رو به تـــو
عشق یعنی زیر باران ، چتــــر ، تو
عشق یعنی اشک شادی توی چـشم
عشق یعنی دیده بستن روی جــــسم
عشق یعنی زندگــــــــــی با خنده ات
عشق یعنی مرگ من ، با غصه ات
عشق یعنی دل ز دنیـــــــــــــــا تافتن
عشق یعنی دل به دام انداخــــــــــتن
عشق یعنی اسب توسن ، بی مهــار
عشق یعنی زندگی با فـــــــــــکر یار
عشق یعنی چشمه پـــــــــاک و زلال
عشق یعنی خنده ی شوق وصــــــال
عشق یعنی خنده گل ، تــــــــوی باغ
عشق یعنی گریه از بیــــــــــم فراغ
عشق یعنی با تو بودن تا ابــــــــــــد
عشق یعنی بی تو ، این لحظه ، ابد...
شعر از : پسر اردیبهشتی ( نمکپاش )
------
* هزار : بلبل
** عبارت داخل کروشه مربوط به شاعر دیگری است.

+ نوشته شده در ساعت 17:12 توسط پسر اردیبهشتی |